سلام
مشکلی که برام پیش اومده بود و نتونسته بودم ۲ ماه آپ بشم حل شد .
از همه دوستداران هیتلر می خواهم که به سایت طرفداران هیتلر یه سری بزنند
دکتر یوزف گولبز مدیر و رییس تبلیغات تفکر نازی برای دولت آلمان نازی از آغاز تا پایان بوده است.شخصیتی که با سخن رانی های ملی در بدترین شرایط خون ملت آلمان را به جوش وخروش در می آورد و همچنین دارای همسری با تفکرات خویش. تا آخرین لحظه او وخانواده اش به شخص پیشوا آدولف هیتلر وفادار ماندند وبرای اینکه می دانستند که روس ها چه بلایی سرشان می آورند دست به خود کشی زدند و حتی می دانستند از جسدشان دست بر نمی دارند دستور داد جسدش را به سوزانند.
یوزف گولبز با نام کامل پائول یوزف(یوسف)گوبلز در 7 آبان سال 1276 خورشیدی در خانواده ایی کاتولیک مذهب در شهر ریت آلمان به دنیا آمد.شهر صنعتی کوچکی که در گذشته در جنوب مونشن گلاد باخ قرار داشته واکنون هم جزو همان هست.پدرش کارمند ساده ومادرش کارگر کشتزار بوده است.وی در همان کودکی چنان استعداد شگرفی از خود نشان داد وپله های تحصیل را یکی یکی بالا رفت تا جایی که موفق به دریافت ‘’دکترای رشته فلسفه “از دانشگاه هایدلبورگ گشت
یوسف در حدود 160 سانتیمتر قد داشت ،به دنبال عمل جراحی که در دوران کودکی روی استخوان هایش صورت گرفته بود از یک پایش می لنگید واز کفش های طبی بهره می برد.اندکی پیش از آغاز جنگ جهانی اول ،وی جهت ورود به ارتش آلمان اقدام نمود ،اما بدلیلی که یاد شده بود در ارتش به خدمت گرفته نشد.’’به دنبال این شکست گوبلز خود را به مدت دو روز در اتاق خویش حبس کرد ودر حالی که در تمام مدت می گریست واز خروج از اتاق خودداری می کرد. او 10 سال اینده را با نوشتن رمان،داستانهای کوتاه،نمایشنامه وشعر گذراند ،اما هرگز موفق به چاپ آنها نشد.وی این مشکلات را از چشم یهودیا که در آنزمان قسمت بزرگی از صنعت چاپ ونشر آلمان که توسط آنان اداره می شد می دید.شاید یکی از دلیل هایی که او شدیدا از یهودیان نفرت داشت این بود.البته با نگاهی که به آینده او می توان فهمید تمام نوشته های او ارزش چاپ راداشته است
جنگ به پایان رسید؛عدم پذیرش در ارتش،ضعف بدنی و احساس ننگی که گوبلز مانندبسیاری از آلمانی ها از پذیرش معاهده ورسای حس می کرد؛باعث شد که وی برای سالیان سال تبدیل به مردی ترشرو گوشه گیر شود.اندکی بعد که یوسف تا حدودی خود را باز یافت به خواست والیدنیش در بانکی مشغول به خدمت شد وبه دلیل روابط عمومی خوب وقدرت کلامش در این کار نسبتا موفق بود.کار در بانک تجربه خوب برای یوزف جوان بود.او در اوایل دهه ی 1920 به حزب کاگران سوسیالیست آلمان(NSDAP)پیوست.در همان روزها که برای اولین بار با پیشوای خود،آدولف هیتلر ملاقات نمود.این تجربه برای که جوانی زیاد خواه بود بسیار هیجان انگیز و محرکت وتاثیر گذار بود.یوزف در گوشه ایی در دفترچه خاطرات خود دیدارش با پیشوای خویش را اینگونه توصیف می کند:’’’مانند یک دوست قدیمی با من دست می دهد چشمان درشت آبیش مانند ستارگان آسمان شب می درخشند.با من احوال پرسی میکند.این مرد لیاقت پادشاهی دارد.’’’)یوزف همواره پیشوا را تحسین میکرد واو را الگو ی خود می دانست.در برگی از دفتر خاطرات وی اینگونه می خوانیم:((هیتلر حضور دارد با وجود او شعفی عجیبدر خود حس می کنم.اومانند دوسیتی قدیمی با من برخورد می کند و هوای من را دارد نمی توانم بیان کنم که تا چه حد اورا تحسین می کنم او چه دوست خوبی برایم می تواند باشد وآنگاه که صحبت می کند چقدر احساس کوچک بودن می کنم.عکسش را به من هدیه می دهد.’’’هایل هیتلر’’’ .می خواهم با هیتلر دوست شوم او بینظیر است عکسش را روی میزم می گذارم سخنانش به من نیرو می بخشد
هیتلر همواره توانایی گوبلز را در نویسندگی تحسین می نمومد و قدرت کنترل ذهن و افکار مردم را در او میدید آنها هر دو به خوبی قدرت تبلیغات را می شناختند واین همانندی و هماهنگی و عقیده شان موجب دوستی و نزدیکی آنها گشت.دوستی ونزدیکی که تا دم مرگ ادامه یافت.در آن سالها عمده سخنرانی ها و بیانیه های حزب یا توسط شخص پیشوا به مردم اعلام می گشت ویا یوزف این وظیفه را به عهده می گرفت.این دو دوست وهمکار در کنار هم به مبارزه تبلیغاتی پرداخته و روز به روز ارزش های نازیسم را در مردم نهادینه می کردند.هیتلر که از طرفی قدرت سخنوری وبیان دکتر را می دید و از طرف دیگر هر ورز بیشتر از دیروز به وفا دارای او پی می برد او را به عنوان سخنگوی حزب و گسترش دهنده عقاید نازیسم درشهر برلین برگزید.وظیفه ی خطیری که گوبلز از پس آن بر آید.
سال 1927 بود که دکتر سردبیر گاهنامه رسمی ناسیونال سوسیالیسم آلمان به نام یورش’’((Der Angriff))که خودش نیز آنرا پایه نهاده بود.گشت و تکلیف گسترش عقاید نازیسم در عرصه مطبوعات برعهده او گماشته شد.همان طوری که چندی قبل وظیفه گسترش عقاید نازیستی در میان انبوه مردم برلین را پذیرفته بود.سیاست های تبلیغاتی وی عمدتا صریح،تهاجمی وخصمانه بود.((تبلیغات آن است که حاصلش موفقیت کامل باشد و هرگونه عمل مشابهی که حاصل جز این داشته باشد دیگر تبلیغات نیست!)) که این حرف صراحت کامل گوبلز را می رسند.گوبلز سخنگوی محبوب هیتلر بود.تنها کافی بود گوبلز چند کلامی با جمعیت سخن بگوید تا بتواند کنترل افکارشان را در دست بگیرد و خون ملی گرایانه را در رگهایشان به جریان بیندازد و آنها را از جای خود کنده،وادار به فریاد زدن ، شعار دادن و در نهایت عمل کند.او در سخنوری بی همتا می نمود.
|
+| نوشته شده توسط
عرفان در سه شنبه 3 اردیبهشت1387
|